وبلاگ انتقادی دانشگاه آزاد واحد شهریار - شهر قدس برای همه دانشجویان این دانشگاه
سلام

امیدوارم همه چی خوب باشه من که خیلی وقته دانشگاه نیومدم نمیدونم اصلا چه شکلی شده ، دوباره مثل قارچ ساختمون دراومده یا نه. زنجیر و قلاده ی حراست چقد تنگ و گشاد شده یا هنوز وسط دانشگاه هیئت راه میندازن یا نه.

برای چنتا از بچه هایی که درخواست نویسندگی کرده بودند پیغام فرستادم و در حال مذاکراتیم به قول معروف تا ببینیم دوباره این بلاگ میتونه مثل قدیماش بشه یا نه .

راستی هر کدوم از بچه های دانشگاه اگه وبلاگی داره اگه خواست بگه که تو پیوند ها اضافه بشه تا بچه های دانشگاه بیشتر مرتبط بشن. ممنون.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/12/09ساعت 14:51  توسط نماینده گروه حقوق  | 

بازم سلام

به این دلیل که آزادانه بتوانیم بنویسیم بدون اینکه از لحاظ اداری و از طرف مسئولین دانشگاه احیانا فشاری وارد بشه (که همانا شد) در این وبلاگ از ابتدا بدون اسامی نوشته میشد اما به فکرم رسید که حالا که فارق التحصیل شدم دلیلی موجود نیست و این شد که هویت خودم رو فاش کنم.

من فرید شفیعی هستم که اینجا میتونید بیشتر با من آشنا بشید. و خوشنودم از اینکه در مدت تحصیلم تونستم این کمترین کار رو انجام بدم.

با آرزوی توفیق و سرفرازی همه دوستان.

+ نوشته شده در  شنبه 1389/07/24ساعت 1:41  توسط نماینده گروه حقوق  | 

سلام

با عرض سلام ، بدین وسیله اعلام میکنم که بنده دیگر دانشجوی این دانشگاه نیستم و فارغ شدم البته از تحصیل و به مجرد فراغت خواستند من را بدرند از بس که بازار کار برایم فراهم بود و من به همه شان چشمی نازک کردمو دست رد به سینه ی همه خواستگارانم زدم.

خب بگذریم

دوستای هم دانشگاهیم غرض از این مطلب اینه که اگه خواستید این وبلاگ رو مدیریت کنید من حاضرم فقط یه ایمیلی ، آی دی ای شماره تماسی بهم برسونید.

شاد و سرفراز باشید.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/07/19ساعت 23:17  توسط نماینده گروه حقوق  | 

بدین وسیله به ورودی های جدید و نیمه جدید دانشگاه اعلام میگردد که در صورت تمایل و قبول مسئولیت ، به خاطر نزدیکی به فراغت از تحصیل بنده و مشغله های دیگرم ، نویسندگی این وبلاگ واگذار میگردد تا شما هم یک روز به دیگری واگذار کنید و این رسم ادامه پیدا کند .

تا همیشه امیدی به از بین رفتن فساد بماند

تا کمترین کاری که میتوانیم ، در مقابل محیط اجتماعی که درش هستیم ، انجام دهیم

تا نگذاریم با ما غیر از انسان رفتار کنند

اگر کسی متمایل بود به بنده اطلاع رسانی کند

پی نوشت : از دوستانی که اعلام آمادگی کردند و میکنند خواهش میکنم که یه شرحی از خودشون حد اقل رشته و ترمشون به بنده ارائه بدند و هم البته ایمیل یا آی دی.

ممنون از شما دوستان

 

+ نوشته شده در  شنبه 1388/08/30ساعت 22:58  توسط نماینده گروه حقوق  | 

ایّامی بود که انتقاد نکردم. نه اینکه هیچ نقطه ضعفی نمی دیدم نه اگه خوننده ی پا قرص بلاگ می بودید میدونید برا چی.

بهر حال نخواستم که از حیات وبلاگ حتی این نبض نا منظم هم بگیرم.

آخرای امتحانات شد و بازم ما چشم براه نمراتی که اساتید محترم باید به ما لطف کنند و این رساله های دکتری و ارشد رو (منظور برگه امتحاناست) مو بمو تحلیل و تفسیر و بررسی کنند و بعد این نمرات رو به مشقت هر چه تمام، پای کامپیوتر به سایت بدهند.

البته شاید این تاخیر بخاطر بازداشتای وقایع اخیر بوده. استادای ما رو که میشناسید همه از نخبگان و فرهیختگان آزاده و از جان گذشته ی مملکتند. بعید نیست .

زمانی هم که نمرات میاد کی میتونه درخواست تجدید نظر کنه ،علناً بگن تجدید نظر نداریم خودشون و مارو راحت کنن دیگه. البته متذکر میشم که اساتید و پرسنل دانشگاه ما جایزالخطا یا ممکن الخطا نیستندا ممتنع الخطائند.

جلوی در دانشگاهم که مثل اینکه فیلمبرداری با موضوع جنگه اونم تو منطقه عملیاتی خط مقدم. خاکریزاشو که من دیدم.امیدواریم با عوض شدن رییس ،این نمای خاکی جلوی دانشگامون عوض بشه ما که تو این سه سال تغییری ندیدیم.

البته منکر این پرده های عشق برانگیز جدید و صندلیایی که نمیشه روش چیزی نوشت چون رنگشون قهوه ای تیره ست،نیستیم. دستشون درد نکنه. ضمناً رو این صندلیا کمتر ته درد میگیریم طراحیش متفاوته.

پی نوشت: من نمیدونم این اساتید چیکار میکنن تا الان ، مگه اینا به جای حق التدریس ماچ میگیرن از دانشگاه.بابا امروز ۲۳/۴/۸۸ هنوز نصف نمره های من نیومده و خیلی از همدانشگاهی های دیگه.

پی نوشت۲: امروز ۲۵/۴/۸۸ هیچ تغییری نسبت به تاریخ بالا رخ نداده.

پی نوشت۳: امروز ۴/۵/۸۸ هنوز سه تا از نمره هام نیومده.

پی نوشت۴: امروز ۱۵/۵/۸۸ دیگه یادم رفته اون سه تا نمره مال کدوم درسام بود.

+ نوشته شده در  شنبه 1388/04/13ساعت 22:23  توسط نماینده گروه حقوق  | 

 

 

امتحانات تا روز ۳۰/۳/۸۸ شنبه لغو و موکول به بعد شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/03/25ساعت 15:33  توسط نماینده گروه حقوق  | 

قصد نداشتم مطلبی تقریر کنم ولی با تمام مشغله ها و وقت کمم دلم نیومد مطلب به این مهمی که بیشترین ستم از لحاظ توجه بهش شده رو بیان نکنم.

قبلشم بگم من مطمئنم آقای دکتر ولد آبادی اگه تا حالا  این قضیه رو مدیریت نکردن حتما به خاطر مشغله زیاد اول انتقالشون بوده و یا  اصلاً متوجه موضوع نشدن. و ما هم انتظارمون از ایشون بالاتر از ماسبق هست (که همه شاهد بودن و من خودم بی واسطه شنیدم که گفت: من اگه استاد دانشگاه نمیشدم حتماً بساز بفروش میشدم )

مطلبی که میخوام بهش بپردازم در ظاهر شاید کوچیک باشه ولی در بطن بسی عمیقه. حضور حضرات عارضم که با انتصاب ریاست جدید شاهد تغییراتی در ظواهر دانشگاه بودیم و هستیم من جمله نرده هایی که تو سالن غذاخوری آقایون که هم تغییر شکل داد و هم تقویت شد ، منحرف نشید نمیخوام از کیفیت بد غذا و امکانات و خدمات کمش بگم میخوام یه کم راجع به همین نرده ها تحلیل داشته باشم که خواهید دید چه قضایایی در پشت فلسفه وجودی همین نرده ها نهفتست .

علت وجود نرده در سالن غذاخوری : خب مسلمه همتون چه دانشجو  و چه مسئول پاسختون اینه که کسی داخل صف نشه و از هرج و مرج و به هم خوردن صف جلوگیری کنه و در نهایت حقوق افرادی که تو صف وایستادن رعایت بشه.

اگه ما دانشجو رو انسان و انسان رو دارای شعور و اختیار تلقی کنیم دیگه چه احتیاجی به نرده های قطور فلزیه که بیشتر در گاوداری ها و برای دام ازش استفاده میکنن ؟ و اگه کسی از اولیه ترین آموزش های اجتماعی برخوردار نیست دلیل بر نداشتن اختیار و شعوره یا اینکه باید یه مرجعی آموزشش بده ؟ و بازم سوال اینجاست که چه کسی مسئول آموزش ماهاست ؟ خب معلومه یه فرد حدوداً ۲۰ ساله دیگه ازش گذشته که از خانواده تربیت پذیری داشته باشه و تنها و آخرین آموزشگاهش قبل از ورود به جامعه همین دانشگاهه .

با وجود این نرده ها فردی که از تربیت خانوادگی و اجتماعی کم یا بی بهره بوده مانع  ورودش به وسط صف یا تجاوزش به حقوق دیگران رو همین نرده ها خواهد دید و کاری میکنه که حتی دام در دامداری نمیکنه با این تفاوت که اون حیوان پر فایده از روی جبر نمیتونه این کار رو بکنه ولی اون انسان با عنوان جوینده ی دانش و با وجود اختیار و با لباسای گاه شیک از روی نرده ها میپره جوری که انگار از موانع دو میدانی المپیک پریده پیش خودشم میگه چقدر زرنگما . بعد اگه  کسی به همون بظاهر انسان بگه گاو فکر میکنه بهش فحش داده ولی در صورتی که بر عکس روز قیامت باید دنبال همه گاوا برای حلالیت بگرده بخاطر نسبت دادنشون به اون موجود.

اما وقتی که همون فرد مشارٌ الیه هیچ مانعی جز احترام به دیگران و یا ترس از اعتراض دیگران نبینه  و مثل بقیه تو صف غیر محصور با حصار های آهنی بایسته خیلی با حالت بالا فرق میکنه.شاید با برداشتن نرده ها اوایل یه خورده هرج و مرج ایجاد بشه ولی بالاخره خیلی بهتر از نادیده گرفتن شخصیت دانشجوهاست.

سوال اینجاست که آیا این نرده ها این هدف رو محقق کرده ؟ از مسئولین که در راسشون آقای ولدآبادیه یا بالاتر آقای جاسبی میخوام که ببینن چه وضعیت اسفباری تو این سالن ها در جریانه.

اصلاً  به فرض که یه دانشجو مثلاً از امریکا بیاد و این وضعیت رو ببینه (که لازم نیست بیاد اینجا خدا بده برکت گوشی دوربین دار و سایت youtube رو) چه قضاوتی در مورد ما میکنه که اسم دانشگاهمون به دینمون وصل کردیم ؟ می دونم که اگه  اونجا یا همردیف از لحاظ توسعه همچین نرده هایی بگذارن هیچ دانشجویی از روی تحریم لب به غذاش نمیزنه چون با آزادی و شخصیتشون منافات داره اگه میگید نه تحقیق کنید (کاری که من خودم تو دانشگاهمون خواهم کرد نه برای اعتراض برای شخص خودم چون حاضرم یه روز کامل گشنگی بکشم ولی پامو تو اونجا نذارم و او صحنه های دهشتناک رو نبینم ).

به هر حال من شرح مطلب کردم و اینم بگم که خداییش دلم برای دانشگاهمون،مملکتمون،وجهه ی جامعه مون تو دنیا و دینی که پرچم همه کارامون کردیم،میسوزه و گرنه انقدر کار دارم که ازشون لذت ببرم اما نوشتن این مطلب رو ترجیح دادم چون نگفتنش وجدانمو عذاب میداد، چون وظیفه خودم نسبت به خودم و دیگران میدونم .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/01/27ساعت 22:3  توسط نماینده گروه حقوق  | 

یکبار زمین به دور خورشید و ۳۶۵ بار دور خودش چرخید تا چرخ گردون یک سال پر از لحظه که انتظار آمدنشونو میکشیدیم رو به خاطرات تلخ و شیرین تبدیل کرد.

امیدوارم دل هاتون دلداده تر ، دیده هاتون بینا تر و حالتون متحول و بهتر از پار سال بشه.

+ نوشته شده در  شنبه 1388/01/01ساعت 18:12  توسط نماینده گروه حقوق  | 

سلام

قصد دارم تا یه سری قضایای پشت پرده  و درد دل رو به عرضتون برسونم که دونستنش به شناخت این بلاگ و مقاصدش و خیلی چیزای دیگه ،کمک میکنه.

چی شد که شروع شد

اوایل که قصد تاسیس این وبلاگ رو داشتم حدوداً .........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/12/01ساعت 0:34  توسط نماینده گروه حقوق  | 

ایام  قدیم در شهر کوچکی امیر شهر تصمیم گرفت تا از تمامی شهر های اطراف بزرگانشان را به سرای خود دعوت کند. امیر در سرای و قصرش حوضی داشت که در وسط آن فواره ای بود اما برای فوران این فواره که آن زمان بسیار نادر بود می بایست که افراد زیادی با مشک از راه قناتی در اطراف شهر آب منبع یا خزانه ی حوض را مهیا کنند.

امیر که میخواست آبروی شهرش را پیش میهمانان مهمش به کمال حفظ کند از افراد آن شهر  با مزد قابل توجهی خواست که صبح آن روز بروند و از آنجا آب بیاورند و تا ظهر که هنگام اتمام بزم اطعام شود حیرت میهمانان را با فوران آن بر انگیزد . حدوداً ۳۰، ۴۰ نفری داوطلب شدند و صبح زود حرکت کردند . تا رسیدند به قنات. آنجا که میرفتند تا  مشک هایشان را پر کنند با خود میگفتند خب اگر من مشکم را پر نکنم در میان این جمعیت اصلاً پیدا نمیشود مگر یک مشک آب چقدر تاثیر دارد که این همه راه را بر دوش بکشم. آری هنگام خالی کردن در خزانه هم در میان خالی کردن افراد زیاد مشخص نخواهد شد .

یک یک با این تصمیم به ظاهر درست و عملی به قنات میرفتند و با مشک خالی بر میگشتند. تا اینکه  ظهر رسید و امیر هم مشتاق که زمانش برسد تا کار حیرت آوری که مظهر هنر و علم آن شهر تلقی میشد را به رخ میهمانان بکشد.

به امیر اطلاع رساندند که آبرسانان بالای منبع حاضرند و امیر هم با تمام اطمینان و غرور میهمانان را منتظر یک واقعه بزرگ کرد. با اشاره امیر دستور دادند که آب را در منبع بریزند. آنجا بود که هر یک به هوای دیگران هوایی در مشک کرده بود و در منبع خالی کرد. در پایین هم میهمانان سرشناس شهر صدای بادی از درون فواره ای شنیدند و همگی با هم به تمسخر و استهزاء به امیر شهر و شهر نشینانش خندیدند .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/11/24ساعت 19:59  توسط نماینده گروه حقوق  | 

ابتدا از کسانی که اونجا حضور داشتند ممنونم، گر چه ، نه ایده از ما بود( جز اینکه من با پست و درخواست از دوستان و بلاگای دیگه حمایت کردم)و نه چیزی نصیب من شد ولی وقتی  که این چند نفر گذاشتن ارزش داشت.(من اگه جای رییس دانشگاه بودم کلی خوشحال میشدم چون ازبین حدود ده هزار و دویست دانشجوی این دانشگاه حدود ۲۰ نفری هستند که بلدن تا حدی از حقشون دفاع کنن و به درد جامعه بخورند)

دوم اینکه ای کاش عجولانه این برنامه ریخته نمیشد و یه نظم و نسخی داشت. حیف میتونستیم بیشتر ازش استفاده کنیم .

زودتر از قرار اعلام شده خود بنده در محل حاضر بودم و داشتم اطرافم رو بررسی میکردم و تا چند دقیقه به ۱۱ هم هیچ چیز غیر عادی نمیدیدم، یه عده دانشجو از این ور میدویدن به اون ور دنبال ثبت نام و از این جور کارا .  راس ۱۱ طبقه دوم تو سالن بودم با دیدن ۶،۵ نفری حدس زدم که از بچه های کامپیوتر باشند و برای اعتراض اومدن که با گذشتن چند لحظه و صحبت باهاشون حدسم به یقین تبدیل شد.شروع کردیم به صحبت درباره بی برنامگی و بی نظمی و دیر کردن خود آتیش بپا کن معرکه که یه خانم و آقایی ایده دادن که ما بریم دنبال امضا جمع کردن و نوشتن نامه و رفتن. منم تا حدود ۳۰ دقیقه متعجب که یاران را چه شد ؟ مخصوصاً بعضیا که ازشون واقعاً بیشتراز این انتظار میرفت ، بگذریم همین که من خودم از ابتدا تا آخرین لحظه حضور داشتم، وجدانم پیش خودم راحته  کاری به کسی ندارم . عرض میکردم که تقریباً که نه تحقیقاً همه بچه های کامپیوتر بودن و رفتن دم گروهشون ساختمون کنار پارکینگ ما هم صحبت کنان و قدم زنان همراهی میکردیم تا اینکه نمیدونم چی شد دوباره برگشتیم جلوی ساختمون شماره ۱ و مدیر گروه کامپیوتر و بچه ها شروع کردند به صحبت کردن و یه جورایی همچین ماسمالی کردن از مدیر گروهشون. خلاصه زیاد سرتون رو درد نیارم چون خودمم سرم کم درد نمیکنه تا حدود ۱۲:۱۵ به همین منوال گذشت تا اون دوتا از بچه ها که رفته بودن دنبال امضاء و نامه نوشتن رسیدن با ۴،۵ صفحه امضاء.

باز  تصمیم گرفته شد که نامه و امضاء ها رو به دفتر ریاست برسونیم حدود ۲۰ نفری شدیم که دم دفتر تجمع کرده بودیم و دوباره این تصمیم گرفته شد که همه جمع بشن توی کلاس کنار دفتر ریاست تا آقای احزن معاون آموزش بیاد و جواب سوالاتمون رو بده (که واقعاً جای امیدواری داشت و تشکر چون توی برخورد و صحبت ایشون هم میدیدم که اعتراض رو حق دانشجو میدونستند و برای دانشجو همین کافی و ارزشمنده نه تبهر تو از سر باز کردن و پیچوندن دانشجو) ایشون بعد یه ۱۰ دقیقه ای آمدند و بچه ها هم شروع کردند  به سوال ولی با نا هماهنگی زیاد.

اولین سوال و مشکل در مورد دیر اعلام کردن نمره ها حتی بعد از انتخاب واحد و سردرگمی دانشجوها بود، آقای احزن هم اول مدعی بودند همه نمرات آمده به جز چند نمره گروه عمران ولی بعد توجیه کردند که چون فاصله بین این دو ترم اول دوم کمه این مشکل اجتناب ناپذیره.

بعد از اون در مورد هنگ کردن سایت و مشکل ثبت نام مخصوصا ۸۵ ها که بعضاً واز جمله خودم نتونسته بودیم تا ساعت ۹ وارد پروفایل بشیم . ایشون هم باز ابتدا رد کردند و گفتند من خودم  هر روز از جمله روزای انتخاب واحد ۷:۳۰ با اینترنت معمولی وارد سایت میشدم و مشکلی نداشتم از ایشون انکار و از ما اصرار تا اینکه گفتند من زیاد در جریانش نیستم باید آقای غزلباش بیایند و جواب بدن که یه نفر رو فرستادن دنبالش و گوشیش هم زنگ زد و خودشم رفت بیرون تا چند دقیه ای تو این بین هم بچه ها تازه یادشون افتاده بود که چی بگن و چی نگن و ...

دوباره وارد کلاس شدند و یه خورده با بچه ها صمیمی و میگفتند که ما تازه اول راهیم و مشکل داریم و در صدد رفعش از این حرفا تا آقای غزلباش هم وارد کلاس شد و در مسند پاسخگویی نشانده شد و در مورد پهنای باند میفرمود که واحد ما در مقایسه با واحد های دیگه  از همه بالاتره(۱۶مگ اگه اشتباه نکنم) و از این حرفا و چنتا سوال دیگه رد و بدل شد و یکی از دستاوردای این مصاحبه این بود که از ترم آینده تصمیم گرفته شد تا علاوه بر تقسیم سال های ورودی ، رشته ای هم تقسیم بندی شوند تا ترافیک ایجاد نشود و بعدم جلسه تموم شد.

اما امروز برای من به شخصه روز پر تجربه و نتیجه ای بود مثلاً فهمیدم که به تعداد بازدید کننده های وب به اندازه یه ارزن هم حسابی نیست چه زیادش چه کم . با خودم میگفتم شاید اگه به جای تحلیل امور و شکافتن مسائل اگه یه بلاگ شخصی میزدمو توش از خاطرات شخصیم  و ماجراجویی سفرهام که کم هم نیس مینوشتم،(به قول امروزیا) در و دافای ساده لوحی که اطرافم جمع میشدن ،از تعداد حاضرین امروز بیشتر بودند (به نظر شما نبودن؟) یا شاید اگه به جای اینکه وقت پر ارزشم رو صرف این بلاگ کنم ،صرف اون کاراییم میکردم که با وجود نه همه تلاشم، همینجوریش نزدیکان و آشنایانم رو به تحسین وا داشته ، بهتر بود . خلاصه درست یا غلط ، شاید یا باید که امروز هم خوشحال شدم هم ناراحت و نگران که بقیشو حوصله ندارم الان بگم، مطالب بعدی ..

فقط به اون دسته از دوستان هم رشته ای خودم که موضوع اعتراض رو میدونستند و مبتلا به مشکلات مطروحه هم بودند و نیومدند، پیشنهاد میکنم برن به جای اینکه دنبال این بگردن فلانی نظرش فلان ...شعره و دکتر فلانی، فلان ...واژه، برن کاغذ کتاباشون رو قشنگ و منظم پاره کنن بزارن تو خیابون شاید یه وقتی یه کارتونخوابی گوشه خیابون دستشوییش گرفت و چیزی پیدا نکرد خودشو تمییز کنه اون وقت کتاباشون شاید به یه دردی خورد. ببخشید مودبانه تر از این نمیشد گفت وگرنه میگفتم میخواد بهتون بر بخوره میخواد نخوره.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/11/21ساعت 20:23  توسط نماینده گروه حقوق  | 

بدون مقدمه  به تمام دانشجویان دانشگاه آزاد واحد شهریار شهر قدس اعلام میکنیم که روز دوشنبه مورخ ۲۱/۱۱/۱۳۸۷ راس ساعت ۱۱  جلوی دفتر ریاست و اگر نشد جلوی ساختمان شماره ۱ تجمع خواهیم داشت تا مراتب نا رضایتی مان را از سوء مدیریت بالاخص در امتحانات و انتخاب واحد، و درخواست اصلاح و عدم تکرار این قبیل مسائل ، را به گوش مسئولین برسانیم.

از تمامی هم دانشگاهی ها میخواهیم که اگر میخواهند از ترم های آتی شاهد این گونه مسائل نباشند ، به محض خواندن این اعلامیه خبر اعتراض ، هدف از آن و درخواست حضور در جمع اعتراض را به هر وسیله ممکن به تمامی دوستان هم دانشگاهی برسانند . شاید این اتفاق تا ترمها یا شاید تا سالها در دانشگاهمان تکرار نشود.

پس فرصت احقاق حق و رساندن حرف های خود به گوش مسئولین رو غنیمت بدونیم .

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/11/20ساعت 0:40  توسط نماینده گروه حقوق  | 

پشت سیستم نشستم ، چیزی حدود یک ساعت و ربع از شروع ثبت نام میگذره و همچنان سرور هنگیده . منم گفتم حالا که بیکارم یه مطلبی هم آپ کنم.

واقعاً چرا باید اینجوری باشه ؟ چرا ظرفیت سرور های دانشگاه رو افزایش ندادند ؟

مگه تعداد دانشجوها رو نمیدونند ؟ مگه برنامه و ساعت ندادند ؟ مگه برای تامین هزینه افزایش ظرفیت سرورها ، مثل دانشگاه های دولتی احتیاج به اجازه و بخشنامه و هزار دنگ و فنگ دیگه دارند؟

چرا باید اینجوری باشه چرا کاراشون رو درست انجام نمیدند ؟

حالا سوالای بعدی از خودمونه

مگه ما بابت ارائه خدمات به این دانشگاه پول نمیدیم ؟ مثلا وقتی ما میریم مغازه یه جنسی بگیریم و فروشنده جنس ناقص به ما میده همین جوری ساکت  میایستیم ؟ اعتراض نمیکنیم ؟

به خدا نه فقط این اعتراض حق ماست بلکه وظیفه ماهم هست. مگه ما نسبت به هم مسئولیت نداریم زندگی ما که زندگی غارنشینی نیست هر کی زورش بیشتر بود اون پیروز میدون باشه. بابا ما باید از هم دیگه دفاع کنیم، نسبت به هم مسئولیم . به خدا ما انسانیم اگه خودمون بخوایم .

بذارید رک بگم واقعاً باید از خودمون حالمون به هم بخوره. چرا ؟ اگه این مستندای حیات وحش یا همون راز بقا رو دیده باشید ، بعضی اوقات موقع شکار ، حیوونا جمع میشدن کنار هم و جلوی حیوون شکارچی مقابله میکردند یعنی متحد میشدن . حیوون بودن  همونی که ما برای فحش به دیگری ازش استفاده میکنیم . اما خواسته یا نا خواسته ، نه اینکه با هاشون برابر بشیم نه پست تر شدیم و میشیم .

آب پاکی رو ریختم رو دستتون من به نوبه خودم با نوشتن این مطالب دِین خودم رو به خودم و دیگران تا حدی ادا میکنم شما به فکر خودتون باشید . ببینید با عمل و عکس العمل هاتون چه محیطی اطرافتون درست کردید .

به خدا اگه همچین مسئله ای تو یه کشور اروپایی اتفاق میفتاد به روز نمیکشید، مسئولش رو به صـُــلاّ به میکشیدن (همین اخبار خودمون رو نگاه کنید اعتصاب هاشون رو نشون میده) اگه پیشرفت کردن خودشون باعثش شدن و اگه ما عقب مونده ایم خود تک تک ما ها باعثش هستیم .

به عنوان نمونه یکی از دوستان بنده از ساعت ۶ تا ۹:۳۰ توی کافی نت بوده و آخرم تو یه کافی نت دیگه ساعت ۱۱ شب انتخاب واحد کرد که احتمالاً این بنده خدا از نمونه های خوش شانس بوده که تونسته انتخاب واحد کنه .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/11/15ساعت 19:33  توسط نماینده گروه حقوق  | 

امروز که ۱۳/۱۱/۸۷ بود و اولین روز ثبت نام، هنوز نمرات دانشجویان اعلام نشده. بنده خودم که میدونم نسبت به بقیه خوش شانسم از ۹ درسم ۵ تا نمره اومده. من نمیدونم اگه من ورودی قبل از۸۵ بودم با ۴ درس بی نمره چه جوری میخواستم انتخاب واحد کنم؟ و میدونم هستن از بچه های قبل ۸۵ که نمراتشون نیومده و باز هم میدونم که تمام نمراتم تا روز انتخاب واحد بعیده بیاد.

من از این مسئله یه نکته ای برداشت میکنم که شاید منطقی ترین نتیجه باشه . این جایی که میریم و همه جمعیم بنام دانشگاه آزاد ، یک آموزشگاه یعنی جایی که آموزش میدهند و ما هم کسانی هستیم که آموزش میبینیم تا اینجا که موارد بدیهی بود.

از جهت دیگه دانشگاه آخرین پله ایه که یه فرد امروزی از اون وارد جامعه و پذیرفتن نقش میشه و همون چیزایی که تو کتاب اجتماعی تو گوش هممون فرو کردن و میکنند.

این دیرکرد اعلام نمرات ، که میخواد مقصرش ریاست باشه یا پرسنل باشن یا از همه بدتر اساتید، یه درس به من و شماست که من و شمای دانشجو اگه پس فردا یه شغل و مسئولیتی تو جامعه داشتیم ،میتونی به راحتی تو انجام وظایفت کمکاری و قصور کنی و ارباب رجوعت رو گوسفند(اگه گوسفند نباشن) در نظر بگیری و آخرم منت بزاری سرشون که هیچ جای دنیا این خدمات رو به کسی نمیدن. هه هه.

اینا همه آموزشاییه که به توی دانشجو داده میشه حتی کاربردی تر و ملموس تر از واحد های آزمایشگاهیت ، تا وقتی که یکی از اون دسته های  بالا بعد ها بهت مراجعه کرد نتیجشو ببینه.

مثلاً یکی از پرسنل یا ریاست فعلی دانشگاه یا از اساتیدی که دیر نمره هاشو اعلام میکرده، زمانی که بازنشست میشه و میاد پیش منه فرضاً کارمند بانک که حقوق بازنشستگیشو بگیره و کارای بانکیشو انجام بده. بعد منم بهش میگم آقای فلانی به دلایلی پولتون تو حسابتون ریخته نشده و معلومم نیست کی ریخته بشه ولی مطمئناً فردا سر رسید پرداخت قسط وامتونه اگر تا پایان وقت اداری پول به حساب واریز نشه شامل جریمه و اطلاع به ضامن و ... صد مدل آبروریزی دیگه خواهد شد.

در مقابل آقای فلانی هم میگه: حالت خوبه ؟ اصلاً میفهمی چی میگی؟

منم بهش میگم این همون آموزشیه که تو آموزشگاهتون به من دادید آقای فلانی.اون موقع ست که هیچ جوابی نیست چون خود کرده را تدبیر نیست.

مگه  از یه آموزشگاه زبان انگلیسی ، کسی فارق التحصیل موسیقی میشه ؟ هر چی ورودی بدید همون رو خروجی میگیرد. ۲*۲= ۴ فکر نمیکنم کسی شکی  تو این مسئله داشته باشه.

مخلص کلام امیدوارم مسئولین یه جوابی برای این مسئله داشته باشن و جوابشون هم اعلام کنن البته با پوزشخواهی از دانشجوها. در غیر این صورت حوالی دهه فجر که هستیمو صدا سیما هم که از دو سه ماه پیش انقلابی شده ،ما هم که مثلاً ثمرات انقلابیمو دنبال یه شاه خائن میگردیم که حسابی سرنگونش کنیم که اگه نکنیم میشیم ملت ذلیل و بد بخت دیگه .   غیر از اینه   ؟

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/11/14ساعت 0:26  توسط نماینده گروه حقوق  | 

اهل دانشگاه ام روزگارم خوش نيست
ژتوني دارم خرده عقلی سر سوزن شوقي
اهل دانشگاهم پيشه ام گپ زدن است
گاه گاهي مي نويسم تكليف مي سپارم به شما
تا به يك نمره ناقابل بيست كه در آن زندانيست دلتان زنده شود
چه خيالي چه خيالي ميدانم گپ زدن بيهوده است
خوب ميدانم دانشم بيهوده است
اوستاد از من پرسيد چقدر نمره ز من مي خواهي
من از او پرسيدم دل خوش سيري چند
اهل دانشگاهم قبله ام آموزش
جانمازم جزوه مشق از پنجره ها ميگيرم
همه ذرات وجودم متبلور شده است
درسهايم را وقتي مي خوانم كه خروس مي كشد خميازه
مرغ و ماهي خواب است
خوب يادم هست مدرسه باغ آزادي بود
درس بي كرنش مي خوانديم نمره بي خواهش مي آورديم
تا معلم پارازيت مي انداخت همه غش مي كرديم
كلاس چقدر زيبا بودو معلم چقدر حوصله داشت
درس خواندن آنروز مثل يك بازي بود
كم كمك دور شدم از آنجا بار خود را بستم
عاقبت رفتم در دانشگاه به محيط خشن آموزش
و به دانشكده علوم سرايت كردم رفتم از پله كامپيوتر بالا
چيزها ديدم در دانشگاه
من گدايي ديدم در آخر ترم در به در مي گشت
يك نمره قبولي مي خواست
من كسي را ديدم از ديدن يك نمره ده
دم دانشگاه پشتك مي زد
شاعري ديدم هنگام خطابه به خرچنگ مي گفت ستاره
و اسيد نيتريك را جاي مي مي نوشيد
همه جا پيدا بود همه جا را ديدم
بارش اشك از نمره تك جنگ آموزش با دانشجو
حذف يك درس به فرماندهي كامپيوتر
فتح يك ترم به دست ترميم قتل يك لبخند در آخر ترم
همه را من ديدم من در اين دانشگاه در به در و ويرانم
من به يك نمره نا قابل ده خشنودم من به ليسانس قناعت دارم
من نمي خندم اگر دوست من مي افتد
من نمي خندم اگر نرخ ژتون را دو برابر بكنند
و نمي خندم اگر موي سرم مي ريزد
من در اين دانشگاه در سراشيب كسالت هستم
خوب مي دانم استاد كي كوئيز مي گيرد
برگه حذف كجاست سايت و رايانه آن مال من است
تريا،نقليه،دانشكده از آن من است
ما بدانيم اگر سلف نباشد همگي مي ميريم
و اگر حذف نباشد همگي مشروطيم
نپرسيم كه در قيمه چرا گوشت نبود
كار ما نيست شناسايي مسئول غذا
كار ما نيست شناسايي بي نظمي ها
كار ما شايد اينست كه در مركز پانچ
پي اصلاح خطا ها برويم

منبع : صفحه ۳۶۰ دانشگاه

+ نوشته شده در  جمعه 1387/11/11ساعت 23:14  توسط نماینده گروه حقوق  | 

 خیلی مختصر فقط به نقل اکتفا میکنم که :

طبق بند ۴ ماده ۳ آیین نامه امتحانات دانشگاه آزاد اسلامی (( استاد موظف است حد اکثر ۷ روز بعد از برگزاری امتحان درس مربوطه ، لیست نمرات را به همراه اوراق امتحانی تحویل اداره امتحانات نماید و رسید مربوطه را تحویل گیرد . ارائه پاسخ نامه ها به همراه لیست نمرات به اداره امتحانات الزامی است.(پیوست ۲) ))

منبع : پایگاه معاونت آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی / آیین نامه امتحانات

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/11/06ساعت 11:3  توسط نماینده گروه حقوق  | 

میخواستم که دیگه مطلبی آپ نکنم اما دلم نیومد از این روزا بگذرم و حرفی در موردش نزنم.

محرم شما ها رو یاد چی میندازه ؟ یه عده که یاد هیجانات در کنار عزاداری میفتن که الان حسابی بازارش داغه ، یه عده هم یاد درد و مرض و بدهی و همسر میفتن که باید براش نذری بدند ، اما یه بار دیگه بیایم به  اتفاق سال ۶۱ ه.ق نگاه کنیم اصلاً هم نمیخواد تو جزییاتش بریم فقط  چند لحظه خودمون رو جای یه آدم غیر مسلمون بذاریم که تازه اسم امام حسین و اون واقعه رو میشنوه. به این خاطر میگم که انقدر تو حاشیه ی عزاداری ها غرق شدیم که واقعا اصل مطلب رو یادمون رفته.

هممون اون جمله ماهاتما گاندی رهبر انقلاب هند رو که گفته بود من در مبارزاتم از حسین بن علی الگو گرفتم رو شنیدیم. بیایم حساب کنیم رهبر یه مملکت که وجهه ملی هم داره هیچ وقت حرف نسنجیده نمیزنه یا خودشو وابسته به یه شخصیت بیگانه معرفی نمیکنه اما این نشون میده که شخصیت حسین بن علی چه ارزشی براش داشته که با افتخار این جمله رو بیان میکنه ، و هنوز جامعه شناسای دنیا دارن رو ویژگی های شخصیتی گاندی مطالعه میکنن این یکی از غیر مسلموناییه که شیفته امام ما شده و قسمتی از تاریخ رو دگرگون کرده . اینم بگم ما برای بررسی این واقعه احتیاجی به این حرفا نداریم چون مسئله ی دهم محرم سال۶۱ فطریه یعنی هر آدمی هر گوشه دنیا به راحتی درکش میکنه و محصور زمان و مکان نیست. حالا ما که اسم خودمون رو رسما گذاشتیم پیرو ائمه، تو سالروز اون واقعه هر کاری میکنیم الاّ چند دقیقه فکر.

این سوال چندین بار تو ذهنم ازم پرسیده شده که اگه یه شخصی بحق به هر نامی قیام کنه بر علیه یه شخص صاحب قدرت باطلی مثلاً حکومت خودمون(میدونید دیگه یزیدم حکومتش اسلامی بود خودشم خلیفه مسلمونا و رای اکثریت مردم هم پشتوانش بود(البته دور از جون نظام مقدسه ولایت فقیه مطلقه جمهوری اسلامی))،من میرم تو صفش ؟ یا نه میگم اینا سرشون درد میکنه برا این کارا و مقام میخوان و از این حرفا و غیره... ، اینم که حتماً میدونید مردم تو سال ۶۱ سه دسته بودن دسته اول کسایی بودن که کنار حضرت پای عقیدشون جونشون رو گذاشتن یا اینکه میخواستن وایستن اما نتونستن یا اینکه دیر رسیدن (مثل مختار سقفی).

دسته دوم کسایی بودن که ایشون رو با اون وضعیت غیر انسانی کشتن و کسایی که بهشون کمک کردن و کسایی که کمک نکردن اما  به کشتن راضی بودند و کسایی که موضوع قیام رو میدونستن و سکوت کردن (تمام این گروه ها یه حکم دارن یعنی همشون جلوی حضرت رو گرفتن). و دسته سوم کسایی که اصلاً خبری به گوششون نرسید و تکلیفی هم نداشتن.(برای رجوع میتونید متن زیارت عاشورا رو مطالعه کنید)

 حالا ما با کارایی که میکنیم تو کدوم دسته ایم؟

حالا که  کمی به این جمله فکر میکنم (هر روز عاشوراست و همه جا کربلا) به یکی از نتیایجی که میرسم اینه که ما هر روزمون با دو قطب روبروییم و اختیار هم داریم که یکی رو انتخاب کنیم یا حسین یا یزید، یا حق یا باطل، تا الان که اکثریت عامه مردم طرف یزیدیا رو گرفتن  اگه منکرید لحظه لحظه تاریخ رو ورق بزنید غیر از این نمیبینید. یا ارقام تاریخ رو بررسی کنید تعداد نفرات لشگر ها ثبت شده.

یه نتیجه ی دیگه هم میشه گرفت که بعضی اوقات ما با ساکت نشستنمون میتونیم کثیف ترین و رزل ترین کارا رو بکنیم و در اون لحظه تصّور کنیم اتفاق مهمی نیفتاده اما بعداً متوجه عواقبش بشیم. مثل اون زمان که میگفتن نوه پیغمبر هم میخواد سر حکومت با یزید روبرو بشه و امثال این حرفا در صورتی که همگی زندگی ایشون و پدرش علی بن ابی طالب (ع)رو میشناختن اما اگه میخواستن ازش دفاع کنن باید از زندگیشون میوفتادن و یا از ناحیه حکومت یه ضرری بهشون میرسید.

بیایم یه بار دیگه به زندگیمون نگاه کنیم ببینیم چند بار سر امام حسین رو بریدیم یا با سکوتمون باعثش شدیم. امام حسین اون زمان سرآمد حق شد و یزید در مقابلش .

یاد مرحوم دکتر شریعتی بخیر و خدا  بیامرزادش فرمود:

آنان که رفتند، کاری حسینی کردند. آنان که ماندند باید کاری زینبی کنند، وگرنه یزیدیاند

+ نوشته شده در  جمعه 1387/10/13ساعت 3:21  توسط نماینده گروه حقوق  | 

بدین وسیله به خیل کثیر بازدید کنندگان محترم اعلام میکنیم که به علت نزدیکی به موسم امتحانات احتمالاً مطلب جدیدی آپیده نشود(واژه جدیده).

از این بابت از مشتاقان سراپا شوریده ی این بلاگ و بهبود اوضاع دانشگاه بسیار پوزش میخواهیم و همچنین صاحب نظران.

هه

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/10/12ساعت 1:27  توسط نماینده گروه حقوق  | 

 

از پی تومار ما قبل، این حقیر مقصد تشویقات مشاهدینش شدم اگرچه قلیل لیک بر آن شدم تا کِلکِ شکسته در این راستا بیش ز پیش بفرسایم . اگر خدای تعالی یاری دهدم . لهاذا به فهرست موضوعات موضوعی از این دسته تقریرات مضاف خواهد شد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/10/03ساعت 22:31  توسط نماینده گروه حقوق  | 

به سنة ماضیة یاد برآن آوردمی که خواجه عبدالله جاسبی ز مسند جلوس در دفتر مرتفع خویش به جبال طهران نزول کردندی و قدوم مبارک به دیار قلعه حسن خان که لفظ حالش به شهر قدس باشد فرود آوردی . که کاش خدای تعالی میکرد مسیر خواجه از آن دیار هر ماه میگذشتی چرا که از خاطر حقیر هیچ نرفتندی با آمدن خواجه کا نّه ُ فصل ربیع بر بادیه ی قلعه بردمیده و به هر درخت و درفش بجای برگ ، لوح نوشتی با خوشآمدگویی وی برافراشتی و خبر بر عالم بگشتندی.

بنده با عیون خویش شاهد بودمی که مهتران دیار جملگی به پایش کهتر و خسروان ودکتران و روساء  و معاونین کوی علومش چون غلامان به زیر افتاده به دنبالش دست بر سینه و نیش از بنا گوش به در آمده و زبان به تملّغ چون کفگیر از کام بیرون افتاده میدویدندی. ایشان همانان بودی و هستندی  آنگاه که محصلین به محضر دفترشان اگر توانست حضور بیابد میباید سر به زیر انداخته و با کمال احترام زبان گشاده و کمتر از گل نگفته باشد و الّا سرخویش چونان منصور به دار حراسات و کمیته انضباطات بنهادندی.

علی ایّها الحال ندانم خواجه عبدالله جاسبی که وی را پیر کوی مدرک فروشان نیز نامندش چه در خورجین میداشت که آقا محمد خان یاری ملقب به ابوالّهجه چون پادررکابان پیشکسوت قفای خواجه رها ننموده ، ابنیه و عمارات مختلفة و جدیدة التّاسیس که با دَراهم و دینارات مفلوکان و رعایایی چون ما بلند کرده،نمایش میداد و چشم طمع به خورجین خواجه میغلتاند که حکمی برون کشاند و ترفیعی ارزانی وی سازد.

القصّه که امید به آن داریم که روزی اقبال روا کند و طریق خواجه به کوی قلعه حسن خان باز کج آید و سیل نعمات و برکات از پی قدوم منور ایشان که خدایش بیش ببخشاید و به مقامات سیاسیة عالیة انتخاباتیة بیافزاد، سرازیر شود.


سنة = سال ، مهتران = ج بزرگ ، کهتران = ج کوچک ، دیار قلعه حسن خان = شهری درشش فرسنگی طهران و جنب شهریار که درصباحش مردمان از عطر سوختن زبالات مدهوش گشته و ساکنینش به حُسن مرکبرانی شهره عالمند

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/09/20ساعت 0:32  توسط نماینده گروه حقوق  | 

سلام

عارضم محضرتون که در پی مطلب قبلی یک نظر سنجی رو خدمتتون نمایش دادیم از یه بلاگی که توش چند تا مسئول مثل رییس فعلی دانشگاهمون حضرت دکتر یاری(ع غ ف ق ...) و چندتا معاونش رو معرفی کرده و تا اونجایی که جا داشته عکس چسبونده و دو سه تا مطلبم داده به نام انتقاد.

غرضم پیش از این حرفا اطلاع دادن این روابط عمومی جدید دانشگاهمون در لباس یه بلاگ بود که خیلی جالبه مخصوصا طبع فیلترینگ شدید مدیرش نسبت به نظرات(توصیه من به شما اینه که مبادا از حضرت و جناب، شان مقامات عالی مسئولین رو کمتر بگید چون نظر تون تایید نخواهد شد و اینم از یه دانشجو بر نمیاد)

فقط من از این در عجبم که چقدر میتونند مخاطباشون رو احمق فرض کنند!!! (گرچه باید ریشه این کارو تو خودشون پیدا کنند)

حتماً از این بلاگ بازدید کنید سرگرمی خوبیه برای خندیدن به کارای ...انه ی بعضی از این مسئولین.

حالا وجداناً ، شاید  الان بهم بگید اینم توهم توطئه زده، اما خداییش برید سر بزنید بلاگو بعد ببینید یه دانشجو هر چقدرم  خخـ  پاچه خوار باشه میتونه این بلاگو بنویسه ؟

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/09/19ساعت 0:53  توسط نماینده گروه حقوق  | 



« :: بررسی عملکرد دکتر یاری ::  »
 
؟ عملکرد دکتر یاری در طول این چند سال را چگونه ارزیابی میکنید؟!
1- بسیار عالی
۴۲۱ رای -۵۲.۱٪
2- عالی
۱۴۴ رای - ۱۷.۸٪
3- خوب
۱۷۱ رای - ۲۱.۱٪
4- متوسط
۴۰ رای - ۴.۹٪
5- ضعیف
۳۲ رای - ۳.۹٪

عنوان نظرسنجی: :: بررسی عملکرد دکتر یاری ::
تاريخ شروع نظرسنجی: 1387/6/20
مجموع نظرات: 808
آدرس:
http://www.shahryariau.blogfa.com/
منبع اصلی را در اینجا ببینید و اگرم خواستید نظر بدید.
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/08/28ساعت 19:22  توسط نماینده گروه حقوق  | 

 

به نظر شما آیا میتوان برای آزادی در آینده، موقتاً استبداد کرد؟

لطفا پاسخ های خود را در قسمت نظرات مرقوم فرمایید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/08/15ساعت 0:3  توسط نماینده گروه حقوق  | 

با سلام

بدینوسیله به اطلاع دوستان دانشجو میرسانم که اولین پایگاه اینترنتی دانشجویان دانشگاه به همت یکی از دوستان دانشجوی رشته کامپیوتر تاسیس گردید.

پایگاه دانشجویی دانشگاه آزاد شهر قدس

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/08/07ساعت 0:59  توسط نماینده گروه حقوق  | 

سلام

یک سری از مشکلات رو که همچنان باهاشون درگیریم رو اعلام میکنیم.

۱- اتوبوسهای مترو-دانشگاه کم و غیر قابل تحملند.

۲- پارکینگ گنجایش کافی ندارد.

۳- بعضی کلاسها بیش از حد مجاز دانشجو دارند.

۴- برای بعضی کلاسها ناچاریم صندلی از کلاس دیگر بیاوریم.

۵- کیفیت غذای سلف بسیار پائین است.(خب اگر بالا بود درآمد بوفه از کجا تامین میشد)

۶- کلاسها تهویه مطبوع ندارند و زمانی هم که روشن میشود بوی فاضلاب به همراه دارد.

۷- سرویسهای بهداشتی بعضاً فاقد چوب لباسی٫ مایع دستشوئی٫آینه و شیر های سالم هستند.

۸- جلوی درب دانشگاه فاقد ایستگاه اتوبوس و تاکسی است.

۹- بعضی اساتید از زمان انتخاب واحد٫ بدون اطلاع دانشجویان تغییر پیدا کردند.

۱۰- امکانات و سطح اطلاع رسانی سایت  در مقایسه با دانشگاههای دیگر بسیار بسیار پائین است.

این تنها مشکلاتی بود که از دید بنده قابل رویت بود٬بقیه مشکلات رو از طریق نظرات به ما منتقل کنید تا به لیست بالا اضافه گردد.

۱۱- سطح بهداشتی  بوفه و علی الخصوص سلف بسیار پایین است.

۱۲- بعضی اساتید از اول ترم یا نیامدند یا اگر آمدند به حد اکثر بیست دقیقه درس دادن اکتفا کردند.

۱۳- هوای دانشگاه به خاطر سوزاندن مواد زائد بسیار آلوده وغیر قابل تحمله.

۱۴- مشکلات ناشی از عدم آسفالت  جلوی دانشگاه هنوز کاملا بر طرف نشده.(فکر کنم ما خودمون آسفالت بشیم ولی این جلوی دانشگاه آخر آسفالت نشه)

+ نوشته شده در  شنبه 1387/07/27ساعت 1:28  توسط نماینده گروه حقوق  | 

با سلام و عرض تبریک آغاز سال جدید تحصیلی

عزیزان همون طور که دیدید دوباره کلاسها شروع شد  امّا چه شروع شدنی! بنده روز اولی کلاسی داشتم که به شمارش خود استاد ۵۸ نفر سر کلاس بودند. خب شما حساب کنید ۵۹ نفر تو یه کلاسی که برای ۳۰ نفر یا کمتر طراحی شده چه اوضاعی رو پیش میاره به قول مهندس های تهویه مطبوع که میخوان یه سیستم تهویه سرمایش یا گرمایش رو محاسبه کنند اصطلاحاً میگن هر نفر یه بخاری ۳۷ درجه ای هست. تصور کنید ۵۹ تا بخاری ۳۷ درجه ای چه بلایی سر کلاس میاره تازه بماند دی اکسید کربن تولیدی رو. اگه در کلاس رو هم باز بزاریم که صد رحمت به سر صدای حموم زنونه، صدای استاد تو صدای راهرویی ها گم میشه اگرم ببندیم که اون وضعیت. بابا یه دفعه بگید که درس هم نخوندید هم نخوندید دیگه مهم نیست .به خدا ما که از شما توی هر کلاس کولر گازی اوجنرال نخواستیم  از همونایی که توی بوفه نصب کردید یعنی غذا خوردن مهم تر از درس و تحصیله ؟!!!

شما رو بخاطر خودتون قسم میدم.چون تمام کارایی که میکنید یه روزی باید جواب بدید حتی کوچیک ترینشون که اصلا بهش فکر نمیکنید. درسته یادتون رفته قیامتی هم هست اما من تلاشم اینه که دوباره یادتون بندازم که اگه باور داشته باشید یا وضع دانشجوها و به اصطلاح ولی نعمت هاتون رو سامان میدادید یا اینکه از زیر بار مسئولیت خودتون رو میکشید کنار که این همه حق و نا حق نکنید. اگه باور داشته باشید.

 آی اونی که فکر و ذکرت شده راضی کردن رئیس بالادستی، اگه یه کم دقت کنی میفهمی که داری خدارو از دست خودت نا راضی میکنی. آخه لا مذهب، جاسبی که نمیاد به خاطر راحتی دانشجو سر کلاس نمره ی تو رو ببره بالا معلومه که فقط ساختمونای چند طبقه ست که پیش اون عزیزت کرده، این خراب شده هم که قربونش برم بازرس تو کارش نیست که درد دانشجو رو پنهونی بپرسه. آخه بابا!! باغت آباد!! اون پولی که تو داری باهاش پله های ترقی رو به ظاهر میری بالا حاصل جون کندن ماهاست.

درسته که دانشجوهایه ما متاسفانه متاسفانه بلد نیستن از حقشون دفاع کنن و در دیزی رو حسابی واسه تو باز گذاشتن، آخه بابا قدیما گربه ها هم حیا داشتن.

خدا شاهده نمیخوام الکی شلوغش کنم و تظاهرات راه بندازم و... همینم که دارم مینویسم از وقتم میزنم. ولی ولی چند سال بعد اگه زنده موندم پیش خودم  وجدانم راحته که حرفم رو زدم چه نتیجه بده چه نتیجه نده.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/07/17ساعت 1:16  توسط نماینده گروه حقوق  | 

ای نسیم سحر آرامــــــــــگه یار كجاست؟          مدرك لیسانس اینجاست ولی كار كجاست؟
هر كجایی كه من مـــــــــــدرك خود را بردم          پاسخ این بــود كه یك پارتی پولدار كجاست؟
روز و شب هر چه دویدم پی همسر گفتند          از برای چو تویی همسر و غمخوار كجاست؟
پدر دختــــــــــــره تا دید مــــــــــــــرا با فریاد         گفت اوٌل تو بگـــــــــو درهم و دینار كجاست؟
خانه در جردن و شــــــمران چـه داری بچه؟         پســـــت و عنوان و یا حجره و انبار كجاست؟
ست الماس و گلوبــــند زمــــــــرد كه به آن          بكند دختر من فخــــــــــــر در انظار كجاست؟
یك عـــــــــــــــدد بنز مــــــــــــــدل 98 دو در          تا كند فیــــــــــس در آن در بر اغیار كجاست؟
اعتیاد ار كه نداری و ســــــــلامت هستی           برگی پاكــــــــی ژن از دكتر و بهیار كجاست؟
هر چه فریاد زدم حـــــــرف مرا كس نشنید          كه به دادم برســــد؟ گوش بدهكار كجاست؟
نیست چون بهر جوان عیــب اكنون حمٌالم          توی میدان بكنم باربری، بـــــــــــار كجاست؟
مدرك لیسانس خود را بفروشـم به دو پول           ایـــــــــــــــــهالناس بگویید خریدار كجاست؟

شاعر : ناشناس

برگرفته ازیک غزل حافظ

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/06/27ساعت 3:31  توسط نماینده گروه حقوق  | 

زمان : ساعت هفت صبح
مکان : ورودی دانشگاه آزاد اسلامی

آغاز ترم اول.
بنده خدا ایستاده و داره اینا رو با خودش واگویه می کنه : ” یوهو ، ایول ، منم دانشجو شدم ، هی ” دکتر جاسبی ” روت کم شد؟ دیدی هر کاری کردی نتونستی پسر عموتو بیاری تو دانشگاه؟دیدی به حقم رسیدم؟ یوهو ، ایول دانشجو… ”
بعدشم موبایلشو در میاره و : ” الو؟سلام مامان.آره خودمم آقا مهندس آینده ت… چطوری؟ بابا چطوره؟ دانشگاه؟ خوبه… عالیه. هنوز نرفته همه فهمیدن من قراره ثلث اولو با معدل بیست قبول بشم. همین الان یکی از دانشجوها داشت بهم می گفت بهت واسه هر امتحان پنجاه هزار تومن می دم بهم تقلب برسون… چی؟ من چی گفتم؟ معلومه دیگه گفتم من دنبال پول حروم نیستم. من اومدم خودم قبول شم… باشه مامان… باشه… اگه کس دیگه گفت قبول می کنم. چشم. سلام برسون. خدافظ ”
بعدشم حرکت می کنه بره تو دانشگاه که اولین حالو حراست ورودی بهش می ده : ” آقای خوشگل… بده ببینم کارت دانشجوییتو… نمی دونی همینجوری نمی شه رفت داخل؟ تازه واردی؟ ”
راه می افته می ره دانشگاه و… ترم اول تموم می شه.
 ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/06/27ساعت 3:23  توسط نماینده گروه حقوق  | 

ژاپن: بشدت مطالعه می کند و برای تفریح ربات می سازد!

مصر: درس می خواند و هر از گاهی بر علیه حسنی مبارک، در و پنجره دانشگاهش را می شکند!

هند: او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختر خوشگلی می شود و ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/06/27ساعت 3:19  توسط نماینده گروه حقوق  | 

اِلهي ادرکني پاسا ترمي به نمرتي دهي و دوازدهي و حفظاً من مشروطي و فلجا استادي و لغوا امتحاني مع برفاً و آلودگي جواً
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/06/27ساعت 3:17  توسط نماینده گروه حقوق  | 

با اینکه  قدیمی شده اما این تحفه از ما قابل بدونید

منت دانشگاه آزاد را که ترکش موجب بی مدرکی است و به کلاس اندرش مزید بی پولی. هر ترمی که آغاز می شود موجب پرداخت زر است و چون پایان می یابد موجب خالی شدن جیب. پس در هر سالی دو ترم موجود است و در هر ترمی شهریه ای واجب.

از جیب و توان که برآید                        کز عهده خرجش به درآید

باران شهریه بی حسابش همه را رسیده و کلاسهای لانه زنبوری اش همه جا کشیده، پرده ناموس دانشجو به واسطه بی پولی ندرید و او را به زبان خوش به بیرون از دانشگاه روانه سازد.

حسابداری دانشگاه را گفته تا فرش اسکناسین بگستراند و معمار دانشگاه را فرموده تا بنای آنچنانی در کوه و بیابان برپا کند.دانشجویان را به خلعت کارشناسی قبای پرخرج لیسانس دربرگرفته و اطفال پشت کنکوری را به آرزوی دانشگاه کلاهی گشاده بر سر نهاده، دیپلمه ی بیکار به قدرت او لیسانس بیکار گشته و لیسانس بیکار به تربیتش دکتر بیکار گشته.

ابر و باد و مـــه و خورشید و فلک در کارند      تا تو مدرک به کف آری و به کارش نبری

همه مانند تو سرگشته و بیــکار و غمین      طی شده عمر به بی حاصلی و بی خبری

درخبر است که در پایان سالیان دراز تحصیل کوزه ای سفالین کرامت کنند با مدرکی دهان پرکن! تا آن مدرک را بر در کوزه نهاده و آبش بنوشند.

هرگاه که یکی از چاکران درس نخوانده پریشان روزگار دست انابت به امید اجابت به درگاه استاد جلیل القدر و عظیم الشان بردارد، مراد بر مرید نظر نکند، بازش بخواند، باز ناز کند، بازش به اصرار و التماس بخواند، استاد فرماید: ای چاکران شاهد باشید که بر این دانشجوی پررو غضب نمودم و او را از ارفاق های خود محروم کرده و جگرش را خون و چشمانش را گریان خواهم نمود.

عاکفان درگاه استاد به تقصیر مطالعه معترف و واصفان جمالش در پاسخ به سؤالات امتحانی متحیر. یکی از چاکران سر بر آستان استاد نهاده و در امید دیدار استاد مستغرق گشته بود. حالیکه استاد بازآمد حالتها برفت و کرامتها مشاهده شد. یکی از دوستان گفت: از این درگاه که بودی چه مژده ما را کرامت کردی؟ گفت: بخاطر داشتم که چون برسیدم از صولت و جلال استاد چنان لرزه بر پشتم افتاد که جمله آرزوهایم از یاد برفت.

ای کمتر از خیال و گمان و وهم     وز هرچه گفته اند و شنیده ایم و خوانده ایم

تحصیل تمام گشت و به آخر رسید ترم     ما همچنان اقساط شهریه را نپرداخته ایم

ماخذ : ناشناس

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/06/27ساعت 3:6  توسط نماینده گروه حقوق  | 

طفلک آقای رئیس  اون روز واقعاً دلم براش سوخت

داستان ما از اونجا شروع شد که روز جمعه رفتم دانشگاه امتحان بدم دو تا هم امتحان داشتم ............

ادامه در


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/06/13ساعت 4:39  توسط نماینده گروه حقوق  | 

با سلام به شما دانشجویان عزیز

به علت قطع شدن ADSL بنده و افتضاح بودن سرویس دیال آپ و اشتغال کاری بنده ، مدتی از مطالب جدید خبری نبود اما با شروع شدن ترم جدید منتظر مطالب باشید.

با آرزوی موفقیت

+ نوشته شده در  شنبه 1387/06/09ساعت 16:15  توسط نماینده گروه حقوق  | 

بدینوسیله  اعلام مکنیم که از رشته مهندسی شیمی دانشگاه هم یک نماینده به این وبلاگ پیوست.

از دیگر رشته ها هم دعوت به همکاری میکنیم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/04/26ساعت 1:40  توسط نماینده گروه حقوق  | 

با سلام خدمت شما دوستان

به مناسبت آسفالت شدن جلوی درب دانشگاه اولاً به دانشجویان و بعد از آن به مسئولین محترم دانشگاه و شهرداری تبریک عرض میکنیم.

و تشکر میکنیم که دیگر اضافه بر آفتاب داغ ،از رفتن خاک در چشمان و حلقمان راحت شدیم البته بعد از چندین سال. خدا یک در این دنیا صد در آخرت عوضتان دهد . بــــــــــــــله !!!!!!!

و بسیار بسیار از شما ممنونیم که در عوض سود سرشار ناشی از رفت و آمد حدوداً ۱۰۰۰۰دانشجو در این شهر و ایجاد چندصد شغل و غیره... زحمت کشیدید و بسیار منت بر ما گذاشتید و بعد از ۷ سال تاسیس دانشگاه  جلوی درب دانشگاه را آسفالت کردید ما را واقعاً شرمنده کردید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/04/26ساعت 0:32  توسط نماینده گروه حقوق  | 

متن نظر :

{ سلام
میخواهم بدون مقدمه برم سر اصل مطلب من هم توی این دانشگاه هستم و مشکلات ان را میبینم ولی یکم انصاف هم خوبه شما که فقط مشکلات دانشگاه را میگویی آیا یک بار از رفع شدن این مشکلات گفته ای و از مسئولین مربوطه تشکر کرده ای شما فقط بلدی انتقاد کنی مثلا درباره سایت دانشگاه شما که با اطمینان میگفتی این سایت تا تابستان راه نمی افتد حالا که راه افتاده تشکر که هیچی حتی حرفتو پس نگرفتی و در اخر من با انتقاد موافقم و در کنار پیگیری رفع ان و قدر دانی از افراد زحمت کش }

نویسنده : یه دانشجو

پاسخ :           در ادامه مطلب ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/04/16ساعت 21:50  توسط نماینده گروه حقوق  | 

بنام خداوند جان آفرین

شاید شماهم سر وکارتون تا حالا به ادارات از جمله به ادارات دانشگاه خودمون افتاده باشه این مقاله به علل عدم صداقت در ادارات ونقش مدیران در ترویج صداقت رو بررسی میکنه.

برای استفاده کامل از مقاله مذکور به ادامه مطلب مراجعه کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1387/04/14ساعت 1:56  توسط نماینده گروه حقوق  | 

با سلام

 ما که گفتیم شماره صندلی های امتحان رو طوری بزنید که از سر و کول هم بالا نریم

خب گوش ندادید. بابا لا اقل اون انسان شریفی که برگه ها رو روی دیوار میچسبونه انقدر فکرش نمیرسه که با فاصله بیشتری بچسبونه ؟ مگه مسئله فیثاغورس میخواد حل کنه ؟ به خدا خیلی ساده هستا. البته ما منکر این نمیشیم که مسئولین محترم  دانشگاه برای ما ارزش قائل نیستند.بـــــلــــــه

بندگان خدا خواب به چشم ندارند. از این طرف انقدر کار میکنن که ژاپنی ها  رو  رو سفید کردن و از این طرف هم نمی تونن در مقابل این دانشجویان آگاه و مدافع خودشان، دست از پا خطا کنن.

این مشکل همه جای مملکت رو گرفته که هر کسی رو سر جاش نمیزارند. بگذریم. اینجا جای  انتقاد از کشور و کشورداری نیست.

ما زمانی میتوانیم انتظار داشته باشیم که کسی از ما انتقاد نکند که فرا تر از آنچه حقشان است برایشان در طبق بگذاریم.

نه آنکه از آنچه هزینه میکنند کمتر بفروشیم و بگوییم حق اعتراض هم ندارید. این را هر انسانی اعم از بی سواد و با سواد ، مسلمان و کافر ، متفقاً میگویند ظلم ،خداوند هم میگوید مجازاتش آتش قهر است. شاخ و دم هم ندارد. حتماً نباید سربازان حکومتی با شمشیر ،مالیات و خراج اضافه بگیرند تا بگوییم  که ظلم میکنند.

حرف آخرم: اگر هدفم دانشگاه بود و نه وسیله ام ساکت می نشستم و به سلف میرفتم و میخوردم و در فضا های سبز دانشگاه میچرخیدم و با تاریک شدن هوا به خانه میرفتم و با غیر همجنسم برای لذت زود گذر، گپی میزدم و ....

اما هدف من فقط و فقط انسان بودن است یکی از پیش و پا افتاده ترین وسیله هایش دانشگاه است، چیزی که حاضرم اگر توانا باشم زندگیم را در پایش بپردازم آزادگیست و اگر بیشتر توان داشتم دین است نه این چیزی که ما امروز به آن میگوییم دین. آن روش زندگی که آزادگی یکی از اجزای کوچک آن است.

بیاییم همه ما به این کلام علّامهء جعفری که جلوی درب دانشکده علوم انسانی نوشته اند، عمل پیشکش بلکه فقط به آن فکر کنیم

                         ((         حیات را فدای وسیله حیات نکنیم         ))

فدا کردن حیات کار روزمره ما شده کافیست بنگریم چگونه شخصیت یک انسان که آفریننده اش بدو گفت شریفترین مخلوقات، را زیر پای خودخواهی مان له میکنیم  و اسف بارتر آنکه متوجه هم نمیشویم چون به گونه ای خو گرفتیم که همچون غریزه شده است. امّا واقعاً دریدن شخصیت یکدیگر غریزه ماست؟؟؟  البته این یکی از کارهاییست، که ما در طول روز انجام میدهیم. به نظر من یکی از بزرگترین ظلم هایی که ما به خودمان و خدایمان میکنیم اینست که از فکرمان استفاده نمیکنیم کاری که انجامش باعث فزونیش میشود و عدم انجامش موجب کاهشش. اگر حیوانات فکر نمیکنند چون قدرت تفکر ندارند. و از مرگشان هم پشیمان نخواهند شد همان سگی که ما فی المثل می گوییم < مثل سگ پشیمان شدن > به  انجمن سگها تهمت بسیار ناروایی می زنیم. اصلاً کدام حیوان را سراغ دارید که تهمت بزند . همین کافیست که متوجه شویم با حیوانات تفاوتهایی داریم.

بزرگان میگویند: خرما خورده کی کند منع رطب. به خاطر همین هم اول شخص جمع بکار می بردم ولی شما تمامی ما ها را من فرض کنید که واقعاً هم همین است (یعنی من با خودم بودم جسارت به شمای خواننده نشود) ولی اگر خواستید این پرسش ها را از خود بپرسید یا شاید هم پرسیده اید و پاسخ هم گرفته اید.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/04/03ساعت 14:13  توسط نماینده گروه حقوق  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

دانشجویان شریف شهر قدس توجه فرمایید !!! ( ملت شریف ایران توجه فرمایید )

دانشجویان شریف شهر قدس توجه فرمایید !!!

خرمشهر آزاد شد نه ببخشید اشتباه شد

سایت شما، سایت دانشگاه شما، سایتی که برای ثبت نام شماست،           افتتاح شد.

ای دانشجویان، دیگر یک یا احیاناً دو روز دویدن بین این ساختمان و آن ساختمان تمام شد.( البته احتمالاً)

ای دانشجویان، دیگر از یکدیگر بالا رفتن در پشت کامپیوتر های ثبت تمام شد.(احتمالاً)

ای دانشجویان، دیگر برای دادن پول شهریه نمیخواهد در صف بانک خیس ازعرق بایستید. (ایضاً)

آری در اواخر خرداد ماه ۱۳۸۷ قسمت پروفایل دانشجویان پایگاه اینترنتی دانشگاه آزاد شهریار- شهر قدس افتتاح گشت .

باید به عرض مسئولین برسانیم که ما از پیشرفت دانشگاهمان یقیناً بیش از شما خوشحال میشویم و اصلاً این وبلاگ هم برای یافتن عیوب ، اصلاح آنها و در نتیجه پیشرفت ماست .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/03/30ساعت 21:44  توسط نماینده گروه حقوق  | 

امتحانات هم کم کم شروع میشود و ناگزیر ما هم درگیر امتحانات خواهیم شد.

اما این میان مطلبی در مورد امتحانات را باید گوشزد کنم، آن هم در مورد تاریخ امتحانات است.

بنده نمی دانم اگر تاریخ امتحان در زمان ثبت نام معیاری برای انتخاب واحد است پس چرا به راحتی آن را تغییر میدهیم . یا تاریخ را در زمان انتخاب واحد مشخص نکنید یا وقتی که مشخص کردید دیگر تغییر ندهید تا تمام برنامه ریزی های دانشجویان نقش بر آب شود این یکی از نشانه هاییست که دانشجو برای شما ارزش ندارد . اگر نمی توانید برنامه ریزی کنید کارکنان خبره تر و کارامد تر استخدام کنید یا اینکه اول ترم روی برد بزنید که تاریخ امتحانات قطعی نیست . با این کار هم دانشجویان را مسحکه خود نمیکنید و هم خود را اینقدر کم اعتبار نمیکنید که ما بگوییم توانایی این کار کوچک هم ندارند .

به راستی این کارها برای دانشجویان مهم تر است یا ساختن ورزشگاه، که بگویید این در زمان مدیریت من ساخته شده . آیا شما ساختمان سازید یا مدیر ؟ آیا میدانید این دو شغل بسیار با هم تفاوت دارد. واقعا اگر نمیتوانید مسئولیت را واگذار کنید . چرا دیگر واحد های دانشگاه آزاد این وضعیت را ندارند ؟

در خاتمه باید عرض کنم که امیدوارم دیگر مثل ترم های پیش برای دیدن شماره امتحانات مجبور نشویم مثل حیوانات از سر و کول یکدیگر بالا بریم من نمیدانم شاید هم میخواهند به ما اینگونه آموزش بدهند.

به هر حال این یکی از انتقاد هایی است که قبل از وقوعش گوشزد کردیم حال نتیجه را نیز خواهیم دید.

یاد آور میشوم برای اینکه مسئولین ما هیچ بهانه ای نداشته باشند همین مطلب را برایشان ایمیل خواهم کرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/03/21ساعت 20:32  توسط نماینده گروه حقوق  | 

یکی از دوستان دانشجو زحمت کشیدند و از طریق ایمیل موضوعی رو که باعث حیرت بنده شد رو بیان کردند که به شرح زیر است :


{ چندى است در نمازخونه دانشگاه قسمت خواهران دزدى صورت ميگيره. بله دزدى اونم از نوع كفش دزدى.شايد وقتى به كفش دزدى فكر ميكنيد ياد غلام ورنی توى فيلم عيد بیفتید ولى به اين مطلب فكر كنى كه شما قراره بدونِ كفش به خونتون برگرديد زياد مطلبِ خنده دارى رو نميبينيد.اكثرِ کفش های دزديده شده کفشهای نو و خيلى قشنگ بودن كه سليقۀ صاحبشون رو نشون ميدادن.مثلا دوست خود من رو دوبار کفشش رو دزدیدند و به جرات ميتونم بگم كه کفشهاش خيلى قشنگ و زيبا بود كه من نتونستم مشابهش رو پيدا كنم.

حالا شما به اين فكر كنيد كه قرار باشه با صندل (نه از اين صندل قشنگا ها!!) با يه صندل ضاىع برگرديد خونه!!! واسه يه دختر اين خيلى زشت و خدا اون روز رو نياره.

و نكته اينجاست كه واقعا كى به اين موضوع رسيدگى ميكنه.مثلا گذاشتن ِ يه دوربين مدار بسته (حالا مدارش باز هم بود اشكال نداره) توى يه دانشگاه به اين بزرگى چه اشكالى داره . ما سيستم دزدگیر و يا سيستم موبايل روشن يا متقلب ياب  دانشگاه شريف رو نميخوايم .تنها چيزى كه ميخوايم اينه كه وقتى به نماز خونه ميريم حد اقل با آرامش باشيم و نگران نباشيم كه الانِ كه يكى کفشمون رو بدزده. }

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/03/12ساعت 18:34  توسط نماینده گروه حقوق  | 

در زیر به انتقاداتی پرداخته میشود که دانشجوی نویسنده ای با نام مستعار یه دوست برای ما فرستاده اند :

۱ . غذاهای سلف که غیر قابل خوردنه .

۲ . ساندویچهای بوفه و سیب زمینی سرخ کردش که مثل این میمونه که توی روغن ۶۰۰ سال پیش سرخش کردند .

۳ . ذرت مکزیکی که به همه پیشنهاد میکنم نخورند چون دیدم که بچه هایی که خوششون نمیاد پس میدن و خودتون حدس بزنید پشت پرده چه کار میکنن .

۴ . برق دانشگاه که یه هفته ست داره میره .

۵ . آزمایشگاه ناقص و داغوم فیزیک .

۶ . انتشارات با اون برگه هاش .

(لازم به ذکرست که کاغذ انتشارات از سهمیه دانشگاه است)

 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/03/10ساعت 16:33  توسط نماینده گروه حقوق  | 

پدر میانسال صبح از خواب بر می خیزد در زمانی که دیگر اعضای خانواده هنوز بیدار نشده اند بی سر و صدا سعی میکند یک لیوان چای خود را با کمی نان و پنیر بخورد وبه دنبال روزی خویش برود.

از خانه بیرون میرود و تاکسی خود را که مدل ۷۴ است و از ایّام هفته حداقل یک روز زیر دست تعمیر کار، با چند استارت و با صدا های گوناگون بالاخره روشن میکند این کار هر صبح اوست در خانه را بسته و راه می افتد. از زمان حرکت این جملات را تکرار میکند؛(خدایا به امید تو نه به امید این خلق روزگار ، خدایا بده تن سالم و رزق حلال ...) اولین مسافر را سوار میکند تا دو چهار راه ۱۵۰ تومان دومی سومی و و و تا اینکه خورشید به جولان می افتد و خودنمایی میکند ،نمیدانم چند بار کلاج و ترمز میگیرد اما میتوان از احساس خستگیش وقت برگشت به خانه بفهمم که زیاد است. او نه در ماشینش دستگاه پخش دارد و نه سرگرمی دیگری مثل آن اما من میدانم او با چه فکر خود را سرگرم می کند در تخیلاتش فرزند دانشجوی خود را می بیند که فارغ التحصیل شده و یک کار آبرومند با خانواده ای خوب و یکی دو تا نوه شیرین ،که دست و پا شکسته میگویند بابا بزرگ بابا بزرگ، دارد . و تمام کمبود های خود را از فرزندش دور می بیند . آری  او به این امید ها زنده است و می تواند در این هوای آلوده و با سر و صدای جنون آور خیابان ها و با بد اخلاقی های بعضی مسافران و گرمای تابستان و خیس عرق شدن ها و ده ها رنج دیگر که من حتی آنها را تجربه نکرده ام  پنجه در پنجه اندازد . آری پدر ساده دل حتی یک لحظه هم قهرمان داستانش را که فرزندش است شکست خورده نمی بیند و نمی تواند هم ببیند .

این داستان خلاصه شده ی یک روز یکی از پدران ماست ، دیگر پدران نیز با کمی تفاوت اما نه به کلی متفاوت همین داستان را دارند . حـــــــالـــــا  آن طرف قصّه را ما میسازیم ما در دانشگاه.

 بیاییم برای یک بار هم که شده فقط این داستان را از ذهنمان بگذرانیم نه اینکه قضاوت کنیم نه . قضاوت به عهده دادگاه بدون ظلمِ وجدان است که در عده ای هنوز درب آن پلمپ نشده . آیا تا به حال این دو را با هم مقایسه کرده ایم ؟ ؟ ؟ آیا تا به حال این دو را با هم مقایسه کرده ایم ؟ ؟ ؟ یا اگر  مقایسه کرده ایم در دادگاه وجدانمان را باز گذاشته ایم ؟ آیا باز گذاشته ایم ؟ آیا باز گذاشته ایم ؟ ؟ ؟

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/03/07ساعت 20:46  توسط نماینده گروه حقوق  | 

آرام آرام  روز ها میروند و این ترم هم مثل بقیه ترم ها میرود و هزینه هایی که ما در مقابل خدماتی میدهیم که در جای صحیحشان مصرف نمیشوند. اگر سرانگشتی حساب کنیم هر دانشجو میانگین ۵۰۰،۰۰۰ تومان بدهد با وجود حدود ۹۰۰۰ دانشجو۴،۵۰۰،۰۰۰،۰۰۰ تومان هر ترم در اختیار دانشگاه قرار میگیرد .

سوال اینجاست که آیا این وضعیتی است که ما باید داشته باشیم ؟؟؟

از مشکلاتی که در اثر سوء مدیریت وجود دارد کم نیست. با نگاهی به دیگر واحدهای دانشگاه آزاد میتوانیم بفهمیم که چقدر نقصان نسبت به آنها داریم . آیا دیگر واحد ها هزینه اضافی دریافت میکنند ؟ یا واحد ما کمتر از آنها دریافت میکند ؟

اینبار به مشکل تهویه ی مطبوع  ساختمان ها خواهیم  پرداخت که یکی از مشکلاتی است که در محیط آموزش باعث اختلال میشود. در کنار بوفه دانشگاه تراس دفتر ریاست دانشگاه پیداست که  در آن تراس هم دستگاه کولر گازی  که به قول تبلیغاتش هوای مطبوع کوهستان را ارمغان خواهد آورد، خب این طبیعی است که او نمیتواند خبری از بوی نا مطبوع دستشویی ها که به همراه باد کولر های آبی در کلاس ها می پیچد داشته باشد . یا کلاس هایی که اصلاً کولر در آن روشن نیست که باید یک دست به قلم داشته باشیم ویک دست به باد بزن .  به هر حال ما آنها را اینجا بیان کردیم و میدانیم که به چشم آنها نیز خواهد خورد .

در مورد انتقاد های پیشین چند مطلب قابل ذکر است

در انتقاد شماره پنج که مربوط به سایت بود ما به مواردی پرداختیم حال اگر به سایت دانشگاه مراجعه کنید خواهید دید که یک گزینه اضافه کرده اند که هیچ محتوایی ندارد اما فقط اضافه کرده اند بنام (سایت آموزشی یا انتخاب واحد ) ما نمیدانیم در چه مرحله ای هست ولی این مطلب را فهمیده ایم که در واکنش به این انتقاد ما این تغییرات شکل گرفته است. خب خدا را شکر.

و در مورد آسفالت جلوی دانشگاه یواش یواش به این فکریم که ترتیب یک تجمّع اعتراضی را بدهیم چون به هیچ وجه قابل کوتاه آمدن نیست.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/03/06ساعت 22:8  توسط نماینده گروه حقوق  | 

بدین وسیله اعلام میداریم

 که در بخش نویسندگان برای تمامی رشته های دانشگاه آزاد شهریار - شهر قدس همانطور که  می بینید ، پیشبینی نماینده شده است.

نماینده های پیوسته تا کنون گروههای حقوق و کامپیوتر میباشد که به فعالیت پرداخته اند و باقی گروه ها به صورت رزرو می باشد.

اگر رشته شما تا کنون دارای نماینده جهت بیان مشکلات نیست،می توانید خودتان با ما تماس بگیرید یا به دوستان هم رشته ای که شایستگی و توانایی بیشتر دارند اطّلاع دهید تا با ما تماس بگیرند و به نمایندگی از طرف گروه شما اقدام کنند تا شما هم به این سیل خودجوش و پاک پوش دانشجویان پیوسته باشید.

لازم به ذکر است در دوره های بعدی و بالاتر نمایندگان از طرق انتخاباتی معیّن خواهند شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/03/06ساعت 2:19  توسط نماینده گروه حقوق  | 

اختصاراْ میباید عرض کنم که این وب تفاوت های عمده ای با سایر و اغلب وب ها دارد.

ما وبلاگ زدیم برای هدفی (که احقاق حق دانشجوهاست) نه اینکه هدفی را بهانه کنیم و به آن بهانه وبلاگ بنویسیم.

این تفاوت عمده در چشم تیزبینان آشکار است. ما مانند عده ای نیستیم که به عناوین مختلف میخواهند اسم خود را سر زبان دانشجویان کنند. و به قولی به شهرت برسند آن هم چه شهرتی.یا اینکه وقتی به تعداد ارقام بازدید کننده هایشان نگاه میکنند به قول معروف قند در دل آب کنند. اتفاقاً در این وبلاگ ما دوست داریم تعداد بازدید ها کم باشد اما در عوض بازدید کننده با شعوری داشته باشیم که موجب ارتقا هدفمان شود. وگرنه کافیست یک کلمه را به نحوی در وبلاگ بگنجانیم تا بازدید کننده سر به فلک بکشد که اکثر شما هم میدانید آن کلمات چیست.

تفاوت بعدی نحوه نگارش است، خدا را شکر آنقدر قدرت در قلمم دارم تا اگر بخواهم مثل اوباش دروازه غار محاوره کنم یا   اینکه نامه ای در خور تامل اندیشمندان بنویسم . امـــــــــــا به قول خداوندگار زبان پارس سعدی شیرازی؛ هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد یا به قول خودم؛ چون سر وکار تو با مسئول فتاد پس زبان ادبی باید گشاد. وبه خرده گیرانی هم که خود توانایی تحریر حتی دو سطر بدون غلط املایی را ندارند ، توجهی نباید کرد . طبیعیست که هر کسی با  توجه به  مخاطبانش مینویسد ما هم مخاطبانی داریم که حدوداً    ۱۴ سالی پشت میز تحصیل نشسته اند نه کنار جوب های سر کوچه، ما برای آنها مینویسیم نه برای کسانی که چون متوجه نمیشوند، میگویند ... به هر حال اگر دلیل بیان میکردند من هم به کار میبستم.

در آخر امیدوارم دیگر دستم برای این دست نوشته ها به کیبورد نرود چون نه علاقه ای دارم ونه وقت اضافی.

و از همه دوستان هم دانشگاهیم میخواهم چشم حسد به یکدیگر را کور کنند تا دیدهء محبت گشاده شود و دست غرور و رقابت ببندند تا در کنار هم به اعتراض در برابر ستم پردازیم ونه در برابر هم.

این بهترین چیزیست که مدیران خودکامهء ما میخواهند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/03/01ساعت 16:50  توسط نماینده گروه حقوق  | 

با سلام

 خدمت شما دانشجویانی که نمی خواهید حقوقتان پایمال شود وشما مسئولانی که نمی خواهید

دانشجویان از حقوقشان آگاه شوند!

{1-  بزودی نمرات نیمسال اول 87-86 از طریق همین سایت به اطلاع شما خواهد رسید.

2- انتخاب واحد نیمسال تابستان بصورت اینترنتی انجام می گردد.}

اینها وعده هایی هست که در بخش اخبار سایت دانشگاهمان داده شده است که عملی کردن آنها شاید به اندازه ساختن یک دیوار از ساختمان سازی های دانشگاه هم هزینه و زمان نخواهد.

در وعده اول که مشخصا معنای واژه (بزودی)روهم فهمیدیم اما دروعده دوم حالا تقریبا یک ماه مانده به ثبت نام ترم تابستان اما هنوز پروفایل دانشجوها هم حاضر نشده، خب ما هم منتظر میشویم.

امّا

چرا مسئولین اینقدر جسارت دارند که وعده بدهند وبراحتی عمل نکنند؟ از قدیم گفته اند از ماست که بر ماست.

اگر یکبار و فقط یکبار برای حقوقمان ارزش قائل بودیم ودر صورت زیر پا گذاشتن آنها عکس العمل نشان میدادیم آن زمان هرتصمیم گیرنده ای به خود اجازه نمیداد مستبدانه وخود کامه تصمیم بگیرد.یک سوال آیا تا به حال در دانشگاه مثلاً آزاد اسلامی شهریار-شهرقدس روی تابلو های اعلانات اطلاعیه ای مبنی بر نظر سنجی از دانشجویان در مورد فلان تصمیم گیری دیده اید ؟؟؟ چرا نباید از ما بپرسند؟ خب این پاسخ در ذهن تداعی میشود که برای ما ارزش قائل نیستند.براستی چه فرقی بین دوران دبستان و دبیرستان با الان ما هست؟ شاید بگویید دیگر با اولیا به ثبت نام نمی رویم یا پول بیشتری میدهیم یا کلاس هایمان پشت سر هم نیست یا بجای آقااجازه و خانم اجازه میگوییم ببخشید استاد یا کلاسها مختلط شده یا...ازاین قبیل

ولی فرق اصلی میان این دو دوران کدام است؟ مسئولین دوران پیش(متوسطه) چون ما را صغیر میشمردند به جای ما تصمیم میگرفتند اما حالا چرا؟ مگر ما حق رای نداریم؟ مگر ما در سن ازدواج نیستیم؟ یا مگر دانشگاه الگوی کوچکی از جامعه نیست ؟ مگر اسم دموکراسی بر جامعه حاکم نیست؟ که اگر هم به جای خود دموکراسی اسمش بر ما حاکم است این خود ما هستیم که سرنوشت خودمان را ساخته ایم.

 مختصر میگویم این سکوت ماست که علامت رضاست واین علامت رضایت ماست که باعث ظلم به ماست

همانطور که شاعر سروده  :           ترحّم بر پلنگ تیز دندان.................... ستم کاری بُوَد بر گوسِپندان

نمی خواهید برای اثبات اختیار وشعورتان کاری کنید ؟ اشتباه فکر نکنید که به دنبال شورش و تظاهرات هستم نه، با نامه ها با صحبت های دانشجویی با مقاله هایی از این دست وبا هر وسیله عقلانی دیگر اثبات کنیم که رشد کردیم و احتیاجی به قیم نداریم.

از نقطه نظرات شما استقبال میکنیم ( البته اگر نظری درباره خودتان داشته باشید که انشاالله دارید ).

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/02/25ساعت 18:14  توسط نماینده گروه حقوق  | 

بدین وسیله اعلام میشود که وبلاگ انتقادی دانشگاه آزاد شهریار- شهرقدس آماده پذیرش نماینده از تمامی رشته ها و گروه های دانشگاه میباشد.

همان طور که ملاحظه فرمودید گروه کامپیوتر نماینده دارد. از کسانی هم که متقاضی نمایندگی گروهشان هستند می خواهیم که در صورت تمایل، در بخش نظرات تقاضای خود را مطرح کنند و در صورت امکان آی دی یاهوی خود را اعلام کنند تا با آنها مصاحبه شود یا نام کاربری و رمز عبور در اختیارشان قرار گیرد.

به امید روزی که حقوق دانشجویان(و هیچ انسانی) زیر پای مدیریت خودکامگی له نشود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/02/19ساعت 3:23  توسط نماینده گروه حقوق  | 

این بار انتقادی رو از یک وبلاگ دیگر نوشته ( آقای مسعود) برای شما نقل میکنیم(گفتم شاید دوست نداشته باشه اسم وبلاگشون رو بگذارم من هم نگذاشتم اگر خودش تمایل داشته باشه حرفی ندارم) البته به خاطر محترم بودن و برابر بودن شخصیت همه افراد و مغایرت با اصول اخلاقی ، کمی کلمات تغییر کرده است. 

 

یه خبر دیگه که واقعا همه ماهارو ۱۰۰۰۰۰ متر به هوا پرتاب کرد راه اندازی خط تاکسی دانشگاه-آزادی هستش که نشان از تلاش بی وقفه مسئولین دانشگاه میده مخصوصا دکتر یاری.

Image and video hosting by TinyPic

موندم آخه این خط تاکسی که قبلا بود!!! من خودم بعضی وقتا باهاش می رفتم و بعد از یه مدت

نبودن و حالا هم دوباره اینو به عنوان افتخاری بزرگ راه اندازی کردن!!!))

احتمالا اینم از سیاستهای دکتر یاری هستش که خواستن بگن ماهم آرهههههه!!!

راستی بچه ها هرکی از قضیه این کارتهای غذا و سلف و اینا خبر داره بگه که ماهم بفهمیم..

والا خسته شدم انقد رفتم آیدا یا ازین ساندویچای بی مزه بوفه خوردم)))

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/15ساعت 4:16  توسط نماینده گروه حقوق  | 

با سلام خدمت شما دانشجویان

بدین وسیله به اطلاع شما دانشجویان میرسانم که آمار بازدید کنندگان این وبلاگ از آنچه پیشبینی میشد کمتر میباشد، عزیزان اگر به جزء حرفهای به قول معروف خاله زنکی و صفحه گذاشتن پشت سر دیگران و ساندویچ خوردن در بوفه، درباره این وب و موضوعات آن بحث کنید آن زمان است که کمترین فعالیت های یک دانشجو را انجام داده اید. البته امیدوارم بازدید کنندگان ما از این قبیل نباشند.

ما میتوانیم به دوستانمان آدرس این وب رو منتقل کنیم همان کاری که من خودم هم در دانشگاه انجام میدهم. مطمئنا پشت  بیان این موضوعات نه من و نه کس دیگری سود اقتصادی میبریم بلکه این همه دانشجویانند که از امکانات بیشتری برخوردار خواهند شد.

بیاییم برای یک بار که شده فقط خودمان را نبینیم و برای اعتلای آزادی انسانی تــــــــلاش   کنیم برای خودمان تصمیم بگیریم، خودمان از خودمان دفاع کنیم و نگذاریم کسی از ما بلا نسبت مثل گوسفندان بهره کشی کند. بیاییم مانند یک انسان تمام عیار زندگی کنیم.

+ نوشته شده در  شنبه 1387/02/14ساعت 22:14  توسط نماینده گروه حقوق  |